حجاب اجباری دستاورد دین برای ایران

داشتن تعریفی یکپارچه از «خشونت علیه زنان» امکان شناخت انواع و مصادیق این نوع خشونت فراگیر و سیستماتیک، پیشگیری و در نهایت توقف آن را بهتر فراهم میکند. سازمان ملل متحد رفتار یا حتی تهدید به رفتار خشونت‌آمیز مبتنی بر جنسیت که منجر به آسیب و رنج فیزیکی، جنسی و روانی در زنان شود، «خشونت علیه زنان» تعریف میکند. طبق این تعریف اعمال اجبار و ایجاد محرومیت خودسرانه از آزادی برای زنان، چه در عرصه عمومی اتفاق بیفتد،‌ چه در عرصه خصوصی، جزو تعریف «خشونت علیه زنان» می‌گنجد

جمهوری اسلامی از ابتدای تأسیسش اولویت برنامه‌های خود را ساخت و نمایش جهانی «کشور اسلامی» قرار داد. این برنامه به شکلی که مد نظر حاکمان جمهوری اسلامی‌ست، با گوناگونی عقیدتی شهروندان و واقعیت جامعه ایران همخوانی نداشت و ندارد. از اینرو حکومت در چهار دهه گذشته با به کارگیری سیاست‌های قهری در صدد محقق کردن هدف خود برآمده است

اگر پذیرفته باشیم انسانیت ما موضوعی جدا از مرزبندیهای سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگیست، تعریف سازمان ملل از خشونت علیه زنان معنای دقیق‌تری پیدا میکند. بر این اساس، اگر چه مصادیق و روش‌های مبارزه با خشونت علیه زنان از یک جامعه تا جامعه دیگر میتواند تفاوت‌هایی داشته باشد، شرایط یک جامعه خشونت را توجیه نمیکند

در سال ۱۳۶۲ مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون مجازات اسلامی، برای عدم رعایت حجاب در معابر عمومی، مجازات تعیین نمود

اعتراض به حجاب اجباری اخیرا” زمانی آغاز شد که ویدا موحد در دی ماه سال ۹۶ با نام رسانه ای دخترخیابان انقلاب به نشانه اعتراض در تقاطع خیابان وصال شیرازی  و انقلاب اقدام به آویزان کردن روسری خود به چوب کرد و تصویر آن تبدیل به یکی از تیترهای مهم مطبوعات و جراید دنیا شد ویدا موحد زن ۳۱ ساله‌ای است که اوایل دی‌ماه ۹۶ و چند روز پیش از آغاز موج اعتراضات در ده‌ها شهر ایران، در تقاطع خیابان انقلاب و وصال شیرازی، در اعتراض به حجاب اجباری بی‌حجاب و در حالی که یک روسری سفیدرنگ را بر سر چوب کرده بود بر سکویی ایستاد و آن را در سکوت کامل تکان داد. موحد اندکی بعد دستگیر می‌شود

حجاب اجباری امروز ویترین نظام اسلامی است که حکومت حاضر به مذاکره بر سر آن نخواهد بود. حقی که دختران خیابان انقلاب و زنان تحول خواه بر آن پای می فشرند، درد مشترک میلیون ها زن ایرانی است. دختران خیابان انقلاب از طیف سیاسی خاصی حمایت نمی کنند، نماینده گروهی نیستند، معترض سیاسی نیستند؛ بلکه آنها از حق طبیعی بر بدن شان می گویند و با پرچم سفیدشان اصلی ترین زیربنای نظام یعنی قوانین فقهی را هدف گرفته اند

برای چهل سال قانون حجاب اجباری به استناد احکام شریعت بر مردم تحمیل شد و جامعه علیرغم اعتراضاتی آنرا پذیرفت. اکنون با آشکار شدن ناکارآمدی حکومت اسلامی در عرصه های سیاسی و اقتصادی، اجرای این احکام ابزار حکومت برای حفظ سلطه شده است. مقررات حجاب هم که زمانی شاید به واسطه دین پذیرفته شده می نمود با رشد فکری جامعه و شناخت حقوق فردی دیگر نادرست، نامعقول وغیرعادلانه خواند میشود

در چنین شرایطی باید از عموم مردم برای تغییر این قانون ناعادلانه کمک خواست. نافرمانی مدنی که کمپین چهارشنبه های سفید دنبال میکند در واقع توسل به وجدان عمومی اجتماع است که پی گیری آن به ایجاد حرکتی برای تغییر قانون می انجامد. مقاومت دختران خیابان انقلاب یا کمپین چهارشنبه های سفید توانسته است توجه مردم را به مسئله حق پوشش زنان به عنوان یکی از حقوق فردی جلب کند

حجاب اجباری اکنون برای بسیاری از زنان در شهرها و روستاها امری است که نمیتوانند تحملش کنند چون همراه با سلب اختیار پوشش؛ اختیارات و حقوق انسانی دیگر زنان از جمله حق تحصیل؛ سفر، کار یا حتی حق مادری شان میتواند از آنها سلب شود. دختران خیابان انقلاب به این احساس مشترک رسیده اند که اگر در برابر حجاب اجباری سکوت کنند یا منفعلانه تنها از دست قانون بگریزند مانند آنچه سالها یواشکی انجام داده اند، قوانین ضد زن هیچگاه تغییر نخواهد کرد. اینک خواست طبیعی آزادی پوشش با پرچم سفید، عصیان َدر برابر سرخوردگی هایی ست که تحت لوای دین و قانون بر آنان تحمیل شده است

زنان سرزمینم سالیان زیادی است که حق انتخاب پوشش خود را نداشته و همواره حقوق آنها به علت نوع پوشش نقض میشود. ما زنان میخواهیم به دنیا بفهمانیم که ما هم هستیم و آنچه که رسانه های جمهوری اسلامی ایران از پوشش زنان نشان میدهند اکثریت جامعه را نمایندگی نمیکند. تنها خواسته ما این است که همگی فارغ از نوع پوشش بتوانیم آزادانه در کنار هم زندگی کنیم  و یکبار برای همیشه به حجاب اجباری نه بگوییم و خودمان انتخاب کنیم

اشتراک گذاری

نظر شما چیست؟

Your email address will not be published.

No Comments Yet.